اشعار و دلنوشته های یک معلم

خرید بک لینک
دل رمیدهدل رمیده ام رفیق و نگار من استکههمینحبیب مرحموجودفگارمناستنانوشته مشق عشق، دل من نیست ولیکاین دلم رفیق شفیق و درکنارمن استنیست چون این دل مهتابیوخوشخرامچون خُتن میان گلعذار بهار من استدلی ز عاطفه بی همانند و بی مثالمدام بر وفق مراد است و مدارمن استزصبح خدای شوق خدای ازاو جاریسلیس وملیح چون صوت قنار من استچه لطفی زخدای برتر از این همرنگیکه دلم چون چشمه آرام وقرارمن استرومی و خوش نوای از سپاس خدایکه خدای خوبم مدام به کارمن است2/9/1402موضوعات مرتبط: غزل اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

دامان وطندلبدمکن زین نغمه هایی راکه من سرمیکنممن افتخارم را بنام عشق حیدر میکنماز بس وطن دربند نامردان تزویر و ریاصدخاک غمرامن بهرویچشم وبرسرمیکنماز این مشقّتهای بی پایان عمر خویشتنآمال جان خویش را بیمار و ابترمیکنمدر این مسیر ناکجاآباد و پر از خار غمبر آسمانها شکوه ها بر حيّ داور میکنمازبس دروغ است و ریا بگرفته دامان وطنچشمان خود را پر ز تیغ وپاره اخگر میکنمرومی بروفکری بهحالکرده هایخویشکنمن هم روم مرحم طلب از حیّ اکبر میکنم4/2/1402موضوعات مرتبط: غزل اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

رهاشدهعجب از این مملکت رها شدهاسیر پول و گول اغنیا شدهپر از وطن زگنج و زرّ زهرطرفولی ز بیخ و بُن همه فنا شدهز خاک آن چه ثروتی نهفته بینز مُلک مردمان بینوا شدههزار هزار گنجها در این وطنعجب که مردمان آن گدا شدهچه کاخهای زرنگار اغنیاز استخوان بینوا بنا شدهحزینوناخوش وخرابوبی معینمریض ها زیاد و بی دوا شدهچو رومی اندر این سرای بیکسیفدای جور و حیله و جفا شده12/10/1402موضوعات مرتبط: غزل اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 12:08

طرّاح نقوش من مست نگاه توام ای سیمینبرای مهر تو بر قامت من سرتاسرمحراب سجود هردوچشمان منیمعنای حــــــلاوتی و انبان گُهرماخاک کف دوپای افـــــزار توایماذنی بده تاپای نهیم بر آن درصد مذبح دلداده به امید وصالپروانه ی پرسوخته ی شمع سحربازار تماشاگهی و اوج امیدای زیبتر از ماهی و انعام پدرطــــرّاح نقوش نقش ایوان دلیای ماه نشسته بر فــــــراز منبربر منبر شاخسار گلبوی نشینخورشید همانند کلاهت برسررومی که سراپای به دیدن مشتاقزیبا صفتان اوّل و ایشان آخــروی لایق در مــرتبت اوّل نیستای در قــــــدمت هزار انجم بی سر24/1/1402 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: پنجشنبه 31 فروردين 1402 ساعت: 14:12

شب طوفانیخانه به دوش فنا درشب طـــــوفانیمداغ کـدامین گناه خــورده به پیشانیمهمسفربـــادهـــا ،رفته ام ازیـــادهـــامـویه کنان مـــــادراز حالت حیرانیمنازترین عمرمن چون شب دیجوربودناله کن ای دوست درکلبه ی ویرانیمدردیتیمی مـــرا خواروزمین گیرکردچـــــون رفقاغافل ازغصه ی پنهانیمآنچه مــرادردل خاک سیه جای دادخـــــون دل وغصّه ورنج وپریشانیمدورجـــوانی برفت بهره مـــراهیچ نهسیــــربُـــدم ازغم ورنجه ی ویلانیمزنده اگـــربودمی خــــون دلم بیشترلخته ی خــــون دلم کـرده نگهبانیمآنکه مـرایاربوددرخم پس کوچه هاملتمسم مـــــوید اودرغــــم تنهاییمازقلم رومی و از نفس دوستانفاتحه ای بـــرسرتـــــربت روحانیم16/3/1391 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 13:37

خونخوارهاهوار از این جفای خونخوارهاکه بر جهد ز حلقشان شرارهاتمام پول و مال وزرّ بنام خودبنام دین به دست زرّ مدارهاسیره وکبک وبلبلان زآسمانزدست این مُزوّران فـرارهاکــلاغها به شاخسار مـوعظهکه سر به یقّه ها فـــرو قنارهاکسان زاوج زور وقدر ومنزلتتمام بی کسان گم از کنارهانه نان خوش نه حال خوش نه کارخوشفغان وصدفغان زدست مارهانام و نشان و زرّ برای اغنیاغضب فقط به جانب ندارهاسوار مرکب مراد دسته ایفنا شده جماعت فگـــارهاپیاده ها مــــــــلازم سوارهابرآمد از وطن ، خدا دمارهارومی و دفتری زگلّه ها کنونقلمزن و زجّه چو بی قــرارهاچنان ملیح و دلنشین شعر اوبرای خواندنش چنان قطارها20/1/1402 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 13:37

دردبی دوا یارب تومرحمی کن این دردبی دوارانان از وطن فــــراوان، دریغ از گدارالب تشنگان آبیم ای آسمان نظرکنچون شوره زارگشتیم باران نعمه ما راما گسنگان قوتیم ، در دین بی ثبوتیمیارب عدالتی ده ارباب ملک دارامسندنشین نعمت ، محتاج نان روزیمبزدای ای خدایا زین مملکت جفاراافسردگـان دردیم،آماده های مرگیمیارب تو دور گردان امواج این بلا راتزویر و رنج و ظلمت فکنده سایه امّایارب عنایتی کن ویلان بینوا رادربندیاوه گویان محبوس درد ورنجیمحتی دریغ دارند زین مملکت هوا راای کردگـــارعالم صبر از زمانه سرشدبا این همه تنزّل تا کی کنیم مــداراازخون کلک رومی،می نوش تابگرددآهنگ نیک تـوفیق بر گوشتان نثارا13/1/1402 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 13:37

این وطن چه بینوا شد این وطنچه بی دوا شداین وطنعقرب جــرّاره بهلچه بی سراشداین وطنزجور و ظلم ناکسانقُـــرا قُـــرا شد این وطنزبی کیاستی کنونچه برفنا شداین وطنکشتی طوفان زده ازمـــوج بلا شد این وطنچه پاره پاره نایمانز بی صداشد این وطنبه نام نیک دین کنونجور و جفاشداین وطنز کار و بار ناصحیحباد هوا شد این وطنبه زیر سُم یاغیانخرابه ها شد این وطنلال و کــــر و ملعبه یدست دغا شداین وطنکوچه و کــــوی وبرزنشنوحه سرا شداین وطنرفت به افــــــــــلاک خداخنده ،عزا شداین وطنبه زیر درد و رنج وغمچه بی صفاشداین وطنز رومی و نوشته هاشنو،چها شد این وطن11/12/1401 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1402 ساعت: 12:19

درآبمن آن پــــــــــروانه ی افتاده در آبمکه مسکن کـــــــرده در نیزار تالابمچنان چـــــــون برگ چایم در میان آبمیان مــــــــــوج طوفان گیر و بی تابممــــــــــرا درنای چندین خار خشکیدهچنان چون مُرده ی صدساله درخوابمبه ظاهــــــر در قلم لیکن دهن بستهکمی زین بیش باشم زار و بـــر بادمقلم مغموم و بر مکتوبه می نالددریغا نشنود کس داد و فــــــریادممــــــــرا نفرین پی درپی براین دورهفقط شادم که یک محصور آزادمسحر گـــــــر پاشوی بدتر ز دیروزیخدایا کی شو د آخـــــر شبانگاهمنویسد کلک رومی با بخار خونکه از این عمر نامیمون ناشادم25/12/1401 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1402 ساعت: 12:19

خواهدآمدمن شنیدم که نگاری خواهدآمددر زمستان نوبهاری خواهد آمددر میان این همه رنگ سیاهینور روی شهسواری خواهد آمدگرچه پی درپی فــــزون از حد ستمهاشک نکن یک دادخواهی خواهدآمدبعد ظلمات سیاهی روز گرددگر خـــــــدا خواهد گواهی خواهد آمدبعد سختی های جانفرسای جانکشیک گشایش،یک فــــلاحی خواهدآمدبعد از این بلـــــــوا و تزویر و سیاهیشب تمام است و پگاهی خواهدآمدگرچه ما گردیده ایم گم درسیاهیلیک یک روزی نگــــاهی خواهدآمدچشم رومی مات این صحرای ظلمتانتظارش اینکه ماهی خواهد آمد26/12/1401 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1402 ساعت: 12:19

صفحه بندی